search clock mail alarm sitemap
آخرین بروزرسانی فنس مووی : ۳۰ آبان ۹۶
امروز : ۲۹ تیر ۱۳۹۷ - 20 July 2018
تماس با مدیران :
info@fansmovie.ir
  • photo_2017-11-19_11-58-29-247x370.jpg
  • 2354839-370x247.jpg
  • 1616818-370x243.jpg
  • photo_۲۰۱۷-۱۱-۲۰_۱۴-۳۱-۵۴-370x247.jpg
  • 2640278-370x247.jpg
  • khabar-mosahebeh-andalibi-2-261x370.jpg
  • 555560-00902453015p03-e1511155745789-370x250.jpg
  • 2408565-370x247.jpg
  • 2199259-370x247.jpg
  • 15_48-e1410260861524-370x221.jpg

oops commingصفحه اصلی send statمشاهده امار وبسایت contact chatاینستاگرام forum starتلگرام ads


آخرین ارسالها

دانلود فیلم با لینک مستقیم



رسول نجفیان: یک خواب باعث شد تا هر سال عرض ادبی به پیشگاه امام حسین(ع) داشته باشم

رسول نجفیان: یک خواب باعث شد تا هر سال عرض ادبی به پیشگاه امام حسین(ع) داشته باشم

دسته بندی : اخبار سینما و موسیقی

۸ مهر ۱۳۹۶  |  بدون نظر
interfilm



رسول نجفیان

چندی پیش قطعه «رسم عاشقی» با صدای «رسول نجفیان» در رسانه‌های مختلف منتشر شد که این اثر بازخوانی متفاوتی از قطعه هیت «رسم زمونه» بود. اثری که شعرش توسط رسول نجفیان سروده شده بود اما شعر قطعه رسم عاشقی اثری دکتر محمدمهدی سیار و میلاد عرفان‌پور بود. اما رسول نجفیان یکی از هنرمندانی است که تقریباً هر سال قطعه یا آلبومی با موضوع ماه محرم دارد. البته این چهره سرشناس سینما و تلویزیون نگاه متفاوت و توام با دقت نظر نسبت به آثاری که ویژه ماه محرم و عزای امام حسین (ع) است دارد. پس از انتشار قطعه رسم عاشقی دقایقی را با رسول نجفیان هم‌کلام شدیم و او علاوه بر بیان توضیحات درباره فعالیت‌های شخصی‌اش در این عرصه، نکات جالبی هم نسبت به آثار موسیقی و مداحی‌های ماه محرم عنوان کرد.

رسول نجفیان ابتدا درباره شکل‌گیری قطعه رسم عاشقی که به مقام والای شهدا تقدیم شده گفت:«از طرف موسسه «اوج» با من تماس گرفتند و تولید این قطعه را پیشنهاد دادند و گفتند که دو شاعر جوان هم روی شعر «رسم زمونه» شما، شعر جدیدی سروده‌اند و مایل هستند با همان ساختار بازخوانی شود. امتیاز این اثر برای ناشر است و ایشان هم هیچ وقت حرفی نداشتند. ناشر من آقای دکتر معظمی، رییس موسسه دارینوش، برادر شهید هستند. با آقایان محمدمهدی سیار و میلاد عرفان‌پور که از شعرای جوان ما هستند، شعر را بررسی کردیم. تنظیم این کار هم توسط «نیما علامه»، فرزند مرحوم احمد علامه‌دهر، انجام شد و در استودیو ایشان ضبط شد. من خودم ده‌ها شعر و آهنگ در رثای شهدای کربلا و دفاع مقدس دارم چون اگر با جامعه باشید و از دردهایش جدا نشوید، در برج عاج زندگی نخواهید کرد. من همیشه تلاش کردم با دردها و عشق‌های مردم زندگی کنم و لطف الهی باعث تولید قطعه‌ای شد که اکنون می‌شنوید. انشاالله اگر مقام ارجمند شهدا، بازماندگان آنها و جانبازان به قدر نوک سوزنی این کار را از ما بپذیرند خوشحال می‌شویم.»

او سپس در پاسخ به این سوال خبرنگار ما مبنی بر اینکه چرا هر سال قطعه یا آلبومی در مدح امام حسین (ع) و واقعه کربلا منتشر می‌کند و آیا داستان خاصی پشت این روند کاری وجود دارد، اعلام کرد:«من هر جا که می‌گردم به مسأله محرم می‌رسم. محرم در دین و آیین ما مقام ارزشمندی دارد چون شما به مقامی می‌رسید که جان خودت، خانواده و خاندانت را می‌گذاری و از آنها می‌گذری تا به فکر حق برسی. تمام اینها عشقی است که آن بندگان به خداوند داشتند. خود ائمه اطهار و اولیا و اوصیا، تماماً به خداوند و راه خداوند اعتقاد دارند. به هر ترتیب لطف الهی شامل حال من شد و خاطرات شگفت‌انگیزم هرچه بیشتر من را به سمت خواندن برای محرم سوق می‌دهد. ما در محله‌ای زندگی می‌کردیم که همه اقوام در کنار هم بودیم و می‌دیدم که مسیحی‌های عزیز، یهودی‌های عزیز و زرتشتی‌های عزیز برای این ماه نذر می‌کردند. شاید این خلوص روی من تأثیر گذاشته و نمی‌توانم از این فضا جدا شوم. بعدها که در روستاها به جمع‌آوری ثروت‌های کلان میراث فرهنگی پرداختم و مادرهایی که لالایی می‌گفتند و شاهنامه‌خوانی‌ها و مثنوی‌خوانی‌ها را بررسی می‌کردم، نوحه‌ها و نواهای عاشورایی را هم جمع‌آوری کردم. پس از جمع‌آوری این نوحه و نواها لطف الهی شامل من شد و با همت شرکت «سروش» یک مجموعه به نام «با عاشورا می‌گریم» و یک مجموعه به نام «ذوالجناح آمد بی‌سوار» را منتشر کردیم. این نوحه‌ها همگی پانصد یا ششصد ساله بودند و پیرمردها می‌گفتند که این نواها سینه به سینه به آنها رسیده است. در نتیجه فکر می‌کنم این نواها یک درس و تربیت است و صرفاً یک مراسم آیینی نیست.»

این بازیگر و خواننده در ادامه خاطره جالبی هم از افشای یک راز مهم عنوان کرد:«یک نکته می‌خواهم بگویم که از شما می‌خواهم حتماً در این مصاحبه ذکر کنید. خارج از ایران در کنار دوستانی از کشورهای مختلف بودیم و به آنها گفتم که می‌خواهم یک راز نظامی را برای شما فاش کنم و شاید من را به جرم جاسوسی اعدام خواهند کرد! به آنها گفتم این راز بسیار پیچیده و مهم است. گفتم ما یک قدرت بزرگی به نام ماه محرم و یک پیشرو به نام امام حسین (ع) در کشورمان هست، اگر کسی بخواهد به ایران ضربه بزند باید محرم و امام حسین(ع) را از مردم بگیرد. چون ما بمب اتمی و چیزهای دیگر نداریم. اما می‌بینیم که نتوانستند محرم را از ما بگیرند. سال‌ها بر سر این مردم موشک‌های بزرگ می‌بارید و خیلی‌ها می‌گفتند همه چیز تغییر می‌کند اما قدرت امام حسین(ع) باعث شد تا مردم سال‌های جنگ را تحمل کنند. الان هم اگر قرار باشد کوچکترین خطری باورها و ایمان ما را تهدید کند، جوانانمان به سوریه می‌روند و می‌جنگند تا چنین اتفاقی رخ ندهد. از سوی دیگر می‌بینید که هر سال عظمت عاشورا بیشتر می‌شود. درست است که عده‌ای برای نان خوردن یا مثل من برای گرفتن پاکت و چک در محرم کار انجام می‌دهند! اما ۹۹ درصد این مردم خلوص دارند و اگر اتفاقی برای این کشور رخ دهد با یک یا حسین(ع) همه چیز را حل می‌کنند. دلیل ارادت من به محرم این است و اینکه یک خواب باعث شد تا زندگی من عوض شود و هر سال عرض ادبی به پیشگاه آن امام داشته باشم.»

اما رسول نجفیان خوابی که به گفته خودش باعث ایجاد تغییراتی در او شده را هم برایمان تعریف کرد:«زمانی که من مدرسه می‌رفتم یک زباله جمع‌کن در محله ما بود. در آب انبار یک خرابه زندگی می‌کرد و نامش آقا مهدی بود و هیزم روشن می‌کرد. اهل محل او را دوست نداشتند ولی یک بار که در قهوه‌خانه نشسته بودم، شعری از حافظ خواندم. بعداً فهمیدم سواد ندارد ولی قرآن کریم و حافظ و مولانا را حفظ بود. ایشان از زباله‌ها چیزهایی پیدا می‌کرد و هر روز به اندازه دوازده زار و ده شاهی برای خودش وسایلی پیدا می‌کرد و می‌فروخت و غذایی تهیه می‌کرد. حتی اگر به او ده میلیارد هم می‌دادید بیشتر از آن دوازده زار و ده شاهی برای خودش چیزی جدا نمی‌کرد. با ایشان دوست شدم و تحلیل‌های او از قرآن و حافظ و مولانا روی من تأثیر گذاشت. یک بار خواب ایشان را دیدم که جلوی در همان خرابه‌ای که زندگی می‌کرد ایستاده بود و از آن خرابه نور خارج می‌شد. در خواب به او گفتم که اینجا چه خبر است و به من گفت که وارد شو و امام حسین(ع) آنجا نشسته است. وارد آن آب انبار شدم و خوشبختانه یا متأسفانه هیچ چیز جز نور ندیدم اما صحبت‌هایی انجام شد. از خواب پریدم و آن شعر «بیا و ببین هان چه‌ها کردند/چه خنجرها در سینه‌ها کردند/چه خشکی که بر چشمه‌ها کردند/چه آتش‌ها بر خیمه‌ها کردند/سر اطهر یادگار رسول/جدا از تن بر نیزه‌ها کردند/چه با مهمان کربلا کردند.» را همان شب ساختم و خواندن این شعر حدود سی دقیقه طول می‌کشد. شاید از برکت آن خواب است که با وجود همه گناهان می‌توانم این ارادت را داشته باشم.»

این هنرمند سپس دیدگاه خود پیرامون قطعات موسیقی ویژه ماه محرم را اینگونه تشریح کرد:«هر چیزی یک محک دارد و از اصول نباید پایین آمد. محک ما نوحه‌های کهن است که سنگ را به گریه می‌اندازد. عربده‌کشیدن و فریاد زدن در برخی نوحه‌خوانی‌ها در شأن امام حسین(ع) نیست. من این کارها را مطلقاً قبول ندارم چون هیچ حس و حالی از معنویت به من دست نمی‌دهد. کارهای مدرن و برخی قطعات که سخیف‌تر از کارهای لس‌آنجلسی است هم در شأن محرم و عاشورا نیست. وقتی اسم امام حسین(ع) می‌آید نباید سراغ مسائل پاپ و هوی متال برویم و این موارد واقعاً لطمه می‌زند و روی جوانان اثر نمی‌گذارد. اعتقاد دارم هرکاری که می‌کنیم باید با تکیه بر این میراث فرهنگی ارزشمند باشد و بی دلیل کارهای من درآوردی انجام ندهیم. جناب مولانا می‌فرماید: آن گدا گوید خدا از بهر نان/متقی گوید خدا از عین جان. در حقیقت کسانی که از عین جان، خدا خدا می‌کنند و در احترام و حرمت خدا هستند کارشان متفاوت است.»

نجفیان سپس درباره انتقاداتی که در گذشته نسبت به مداحی‌های ماه محرم داشته هم گفت:«در ابتدا باید بگویم که خاک پای تمام مداحان هستم چون یک بار شخصی گفت که تو وارد مداحی شده‌ای اما به او گفتم که من اصلاً لیاقت پاک کردن کفش مداحان را هم ندارم. تمام این افراد برای من مقدس و محترم هستند اما یک سری مداحی‌ها هست که مشخص است سوادی پشتشان قرار ندارد. البته خوشبختانه دیدم که جناب «سعید حدادیان» و برخی عزیزان تشکیلاتی را راه انداختند تا هر کسی به خودش اجازه ندهد، وارد این عرصه شود. برخی عزیزان نظیر آقایان حدادیان، طاهری یا کریمی حق بزرگی بر گردن مداحی کشور دارند و خوشبختانه کارشان هم به روز است. من هم همیشه انتقاداتی نسبت به مقوله مداحی‌های ماه محرم داشتم اما مداحان سرشناس کشور، این حوزه را از آفت مصون می‌دارند. اما همه باید مراقب باشند تا به نام مداحی یا عزاداری، بدعت‌هایی در محرم آورده نشود. هر فعالیت و حرفه‌ای احتیاج به مراقبت و اصلاح دارد و این مراقبت در مقوله‌های مربوط به امور معنوی و الهی دوچندان باید باشد.»

و این هنرمند در پایان گفت:«در پایان دوباره به آن شعر جناب مولانا اشاره می‌کنم: آن گدا گوید خدا از بهر نان/متقی گوید خدا از بهر جان. امیدوارم این خدا خدا گفتن ما برای نان نباشد و برای جان و عزت و معنویت آدم‌ها باشد.»



لینک منبع

pic
برچسب ها:

تعداد بازدید : 467 views
ادامه مطلب
1 Star2 Stars3 Stars4 Stars5 Stars (No Ratings Yet)
Loading...Loading...

مادر محسن یگانه در برنامه «فرمول یک»: می‌خواستم فرزندانم راه پدرشان را بروند

مادر محسن یگانه در برنامه «فرمول یک»: می‌خواستم فرزندانم راه پدرشان را بروند

دسته بندی : اخبار سینما و موسیقی

۷ مهر ۱۳۹۶  |  بدون نظر
interfilm



سیدعلی ضیاء عصر سه شنبه چهارم مهر ماه میزبان «رویا یزدان پناه» مادر محسن یگانه خواننده موسیقی پاپ و همسر شهید محمدرضا یگانه در برنامه «فرمول یک» بود.

به گزارش باشگاه خبرنگاران پویا، یزدان پناه در ابتدای این برنامه با اشاره به اینکه در زمان شهادت همسرش ۲۱ سال داشته است، در این باره که چطور راضی شده همسرش به جبهه برود، اظهار کرد: فضای آن زمان به گونه ای بود که هر کسی در هر شرایطی باید این پیش بینی را می کرد. کسی نمی توانست بگوید من فرای جامعه در یک گوشه می ایستم و با جنگ کاری ندارم. جنگ با تمام ریشه ها و برگها و ساقه های جامعه ما را درگیر کرده بود. من سه فرزند داشتم اما آن کس که تو را شناخت جان را چه کند فرزند و عیال و خانمان را چه کند، دیوانه کنی هر دو جهانش بخشی دیوانه تو هر دو جهان را چه کند… آن زمان مسائلی چون فرزند و همسر جوان داشتن بیرنگ بود و رنگ، رنگ فرمان امام (ره) بود. زمان جنگ همبستگی و شهادت و ایثار بسیار زیادی در جامعه مان حاکم بود.

وی افزود: به همسر شهید حججی رشک می برم که در شرایط خیلی بهتری از شرایط آن زمان ما با همسرش به توافق رسید که او برود و جان خود را فدا کند. من شهید حججی ها را ستایش می کنم و به همسر آنها بابت انتخاب سختشان تبریک می گویم. جوانان امروز با عشقی حسینی که در دل دارند، با موجی از فرهنگ هایی که از بیرون وارد می شود همچون پیامهای ماهواره روبرو هستند و جنگ درونی در آنها شکل گرفته است.

این مدرس دانشگاه ادامه داد: من شرایط سختی داشتم. سه فرزند داشتم که دلم می خواست بنا به فرمایش امام از آنها انسان بسازم، انسان هایی که برای جامعه مفید باشند، انسان هایی که نه اینکه بخواهم شعاری بگویم راه پدرشان را ادامه بدهند بلکه افرادی که راه انسان ها را ادامه بدهند و انسانی زندگی کنند.

مادر محسن یگانه یادآور شد: دختر بزرگم متخصص زنان و دختر دومم دندانپزشک است. محسن هم از بچگی فرزند بسیار مقبولی بود. اگر ما از شیوه های کسب مقبولیت اجتماعی در جامعه آن زمان برای جوانانی که می خواستند در جامعه پذیرفته شوند صحبت کنیم، محسن دقیقا در همان مسیر بود تا زمانی که وارد دانشگاه و آنجا با یک فضای جدید که غریب بود و اصلا نمی توانم بگویم شبیه فضای خانه بود، روبرو شد و این موضوع انتخاب او را تغییر داد.

وی با بیان اینکه انتخاب اول محسن هنر بود اما من برای او تکلیف تعیین کرده بودم که مهندس شود، افزود: هنر زیباست، خدا زیباست و زیبایی را هم دوست دارد. هنر هم زیباست، اینکه او به سمت هنر برود چالش بزرگی برای من و خانواده بود. اما او این انتخاب را کرد و انتخاب خوبی بود.

مادر یگانه در پاسخ به این سوال ضیاء که آیا این انتخاب محسن باعث طرد شدن او نشد؟، اظهار کرد: او هنوز هم چالش دارد. جامعه ارزشی ما و کسانی که در بحث های ارزشی جنبه افراط را پیش می گیرند، نمی خواهند بپذیرد او اول یک انسان است، بعد یک جوان، بعد محسن یگانه که فرزند شهید است. اینها اولویت بندی دارد. اول بگذاریم او خودش باشد و حق انتخاب داشته باشد که من اعتراف می کنم این حق را از او گرفتم. دیگر نمی توانستم در زمانی که او خودش به این یقین رسیده که این مسیری نیست که می خواهد خودش را شکوفا کند و پتانسیل هایش را از بالقوه بالفعل دربیاورد. راهی بود که انتخاب کرد و در این زمان با تعارضات خانواده و بعضا مخالفت هایی مواجه شد، اما خیلی پایدار، بعضا با ممارست و می توانم بگویم با تلاش فوق العاده به اینجایی رسید که الان هست.

در ادامه ضیاء به گفتگویش با یگانه برای عید اشاره کرد و گفت: نزدیک به عید با هم گفتگویی کردیم که متاسفانه هیچوقت پخش نشد و او از این بابت از من ناراحت است و هر کاری که کردم از دلش درنیامد. او همیشه می گفت دم دمای عید حالم خوب نیست.

مادر محسن یگانه

مادر محسن یگانه

یزدان پناه در این خصوص گفت: ۲۳ اسفند ۶۴ در والفجر ۸ پدرش به شهادت رسید و سال تحویل تشییع پیکر او بود. این یک هفته نمی توانم بگویم یک نوستالژی، چون این واژه خیلی غریب است، این حس غریب تر از واژه نوستالژی است و نمی توانم بگویم با آن به سمت ساختن آن آهنگ رفته است. بلکه با حسی بالاتر و عمیق تر کاری ساخت که از آن طرف آب کامنتها سرازیر شد. فرزندان غیرشاهد استقبال کردند. شاید بگویم آن لحظه به داشتن چنین پسری افتخار کردم که آن لخظه آن حس را آنقدر زیبا در خود شکل داد و به تصویر کشید و این حس را به همگان نشان داد. چون این حس می تواند درونی و برای خود او باشد اما وقتی این رنج را به خودش می دهد که این حس را بیرون بیاورد، کار او سخت تر می شود. آنقدر این انرژی زیاد بود و سخت بود که در زمان اجرای این آهنگ گریه اش را دیدید.

ضیاء نیز بیان کرد: بله او در آن گفتگو هم گریه کرد و بعد از آن هم به من گفت شماها همیشه سر سفره هفت سین پدرهایتان پیشتان بوده است اما من هیچوقت سر سفره هفت سین پدرم را ندیده ام.

یزدان پناه در این خصوص تاکید کرد: باور می کنید آقای ضیاء، او هیچوقت این جمله را به من نگفته است. شاید با شما خیلی راحت بوده و احساس کرده درکش می کنید. این درک را در شماها می بیند. او چنین آدمی است که اگر درک را در طرف مقابلش نبیند حرفش را به او نمی زند و در هر جوی این طور صحبت نمی کند.

ضیاء نیز با تشکر دوباره از محسن یگانه او را یک اتفاق مهم در موسیقی پاپ سرزمین و درخشان دانست.

مادر یگانه همچنین در پاسخ به این سوال ضیاء که آیا غیر از این اثر پسرش دیگر آثار او را گوش نمی کند؟ گفت: چرا او کاری به نام «کرکس ها» درباره فلسطین ساخته است و کاری که درباره سیدو سالار شهیدان حضرت ابی عبدالله ابن امام حسین (ع) خوانده که دوست دارم.

وی در بخش دیگری از سخنانش درباره شهدای مدافع حرم، بیان کرد: این تقارن ها خیلی کم پیش می آید، هفته دفاع مقدس، محسن حججی و حسین (ع). مدافع حرمی که از حرم حضرت زینب (س) در بیرون مرزها دفاع کرده است. تاریخ تصویر مشابه این شهید با چهره باصلابت در کنار جلادش را کمتر تجربه کرده است. باید به خود ببالیم که چنین همسرانی داریم که شوهرانشان شهید حججی ها هستند.

«فرمول یک» با اجرای سیدعلی ضیاء به تهیه کنندگی افشین حسین خانی، در نیمه دوم سال شنبه تا چهارشنبه ساعت ۱۷ تا ۱۸ از شبکه یک سیما روی آنتن می رود.



لینک منبع

pic
برچسب ها:

تعداد بازدید : 463 views
ادامه مطلب
1 Star2 Stars3 Stars4 Stars5 Stars (No Ratings Yet)
Loading...Loading...

کارن همایونفر موسیقی «به وقت شام» ابراهیم حاتمی‌کیا را می‌سازد

کارن همایونفر موسیقی «به وقت شام» ابراهیم حاتمی‌کیا را می‌سازد

دسته بندی : اخبار سینما و موسیقی

۶ مهر ۱۳۹۶  |  بدون نظر
interfilm



کارن همایونفر و ابراهیم حاتمی‌کیا برای چهارمین بار در کنار یکدیگر قرار گرفتند تا به این ترتیب ساخت موسیقی جدیدترین فیلم سینمایی حاتمی‌کیا یعنی«به وقت شام» به این آهنگساز برسد.

همایون‌فر و حاتمی‌کیا پیش از این در سریال «حلقه سبز» و فیلم‌های سینمایی «گزارش یک جشن» و «بادیگارد» با یکدیگر همکاری داشته‌اند و این آهنگساز این‌بار قرار است خلاقیت خود را در فیلمی با موضوع حملات تروریستی به نمایش بگذارد. در واقع، «به وقت شام» به تهیه‌کنندی محمد خزاعی، درباره داعش و تهدیدات تکفیری‌ها است که تنها دو بازیگر مرد ایرانی یعنی هادی حجازی‌فر و بابک حمیدیان در آن حضور دارند و باقی جمعی از بازیگران مطرح سوری و لبنانی هستند. این فیلم یکی از محصولات سازمان هنری رسانه‌ای اوج در سال ۹۶ است که در سی و ششمین جشنواره فیلم فجر رونمایی می‌شود.

فیلمبرداری «به وقت شام» همزمان با آغاز ماه مبارک رمضان در یکی از فرودگاه‌های نظامی آغاز شد و این روزها مراحل پایانی خود را می‌گذراند. تدوین فیلم نیز هم‌زمان با فیلم‌برداری اثر، توسط مهرداد خوشبخت انجام می‌شود.

این کارگردان باسابقه پیش از این درباره آهنگساز هجدهمین فیلم‌سینمایی‌اش گفته بود: «تجربه موسیقی بادیگارد با هفده فیلم قبلی‌ام متفاوت شد، چون کارن همایونفر در بادیگارد چنان جوشید که خود تجلی مضمون اصلی فیلم، «محافظ بادیگارد» شد. در چنین موقعیتی، کارگردان بادیگارد جز فخر به حضور چنین هنرمندی چه باید بگوید…» حالا باید دید این‌بار تجربه این دو چهره مطرح سینما و موسیقی در کنار یکدیگر، چه اتفاقی را رقم خواهد زد.



لینک منبع

pic
برچسب ها:

تعداد بازدید : 458 views
ادامه مطلب
1 Star2 Stars3 Stars4 Stars5 Stars (No Ratings Yet)
Loading...Loading...

آلبوم «شب بی‌ستاره» راهی بازار موسیقی شد

آلبوم «شب بی‌ستاره» راهی بازار موسیقی شد

دسته بندی : اخبار سینما و موسیقی

۶ مهر ۱۳۹۶  |  بدون نظر
interfilm



آلبوم «شب بی‌ستاره» اثری به آهنگسازی و صدای «غفار ذابح»، از سوی «پخش موسیقی رها»، منتشر شد. این در حالیست که همزمان با نشر اثر، می توان آنا بصوت قانونی و آنلاین از طریق «بیپ تونز»، خریداری کرد.

به گزارش سایت خبری و تحلیلی «موسیقی ایرانیان»، این اثر به آهنگسازی و خوانندگی «غفار ذابح» و تنظیم ارکسترِ «پویا سرایی» به اجرا در آمد است.

آلبوم «شب بی ستاره» در سبک کلاسیک ایرانی و شامل شش قطعه بعناوین «باغ دل»، «آواز سه گاه»، «تصنیف اصفهان»، «باغ خلوت دل»، «آواز دشتی» و «امشب همه غم های عالم را خبر کن» ساخته و پرداخته شده است که قطعات آن اشعاری از «رهی معیری»، «محمد حیدری»، «ه.ا سایه» و «غفار ذابح» را در بر دارند.

از نوازندگانی که در این مجموعه به هنرنمایی پرداخته اند می‌توان به «علی جعفری پویان»، «میثم مروستی»، «آتنا اشتیاقی» و «پویا سرایی» اشاره کرد.

شایان ذکر است که آلبوم موسیقی «شب بی ستاره» به آهنگسازی و آواز «غفار ذابح»، توسط «پخش موسیقی رها» راهی بازار موسیقی شده است و علاقمندان می توانند جهت تهیه نسخه فیزیکی و دیجیتال آن، به مراکز معتبر فروش در بازار موسیقی مراجعه نمایند. همچنین خرید آنلاین و قانونی این اثر از طریق «بیپ تونز»، امکان پذیر می باشد.

منبع: سایت خبری و تحلیلی موسیقی ایرانیان Musiceiranian.ir



لینک منبع

pic
برچسب ها:

تعداد بازدید : 490 views
ادامه مطلب
1 Star2 Stars3 Stars4 Stars5 Stars (No Ratings Yet)
Loading...Loading...

شیر محمد اسپندار: صدای این ساز آسمانی است

شیر محمد اسپندار: صدای این ساز آسمانی است

دسته بندی : اخبار سینما و موسیقی

۵ مهر ۱۳۹۶  |  بدون نظر
interfilm



زندگی بازی‌های عجیبی دارد. با آدم‌های خاص‌، بازی‌های عجیب‌تر. نمونه‌اش «شیر محمد اسپندار» که همین روزها نامش و شیوه‌ی نوازندگی‌اش را به عنوانِ نابغه‌ی موسیقی بلوچستان در فهرست ملی میراث فرهنگی ناملموس کشور ثبت کرده‌اند؛ پیش از این هم گفتند می‌خواهند خانه‌اش را بدل به موزه کنند؛ وقتی می‌گوییم موزه تصورتان نرود به خانه‌ای باشکوه، حتی به خانه‌ای بزرگ با دنیایی اشیایِ لوکس یا قدیمی، حتی فکر هم نکنید که خانه‌ی «شیرمحمد» از آن خانه‌های عجیب و غریب روستایی است؛ شما چهار دیوار را مجسم کنید بی‌رنگ، بی‌بزک، بی‌ زیورآلات، فرش شده با یک زیلو و وسایلی محقر برای زیستن. برای گذرانِ یک زندگی. خانه‌ی قبلی را سیل بمپور بلوچستان سال‌ها پیش برد؛ مدتی در چادر زندگی کرد و حالا نصیبش از دارِ دنیا خانه‌ای است ساده. «شیر محمد» در این سال‌ها کم سختی نکشید؛ اما لابد خوشبخت است دیگر. آدم از این دنیا چه می‌خواهد جز عزت؟ خانه‌ی هزار متری را کسی با خودش به جایی نبرده؛ اما عزت و احترام و نامِ نیک تا ابد ماندگار است؛ تا دلتان بخواهد تا دنیا، دنیاست؛ موسیقی بلوچستان هست و «شیر محمد» هم هست.

تلفن را که برمی‌دارد؛ می‌گوید:‌«سلام و علیکم». صدایش گرم است؛ می‌گویند آدم‌های جنوب خون‌گرمند. دنیا با آنها خیلی مهربان نیست؛ اما تا دلتان بخواهد خودشان مهربانند: «من جز هنرم و جز همین مردم چیزی ندارم. دستشان درد نکند. برنامه‌ی خوبی بود. من همین که بتوانم برای مردم ساز بزنم، کافی است. حالم خوش می‌شود.»

می‌‌گوید حالم خوش می‌شود و می‌خندد: «ما را نباید از مردم دریغ کنند. من را هم از آنها. من با همین سن و سال، می‌توانم هر روز برای مردم ساز بزنم. این ساز صدایش آسمانی است؛ کسی هم جز من نیست که این ساز را بزند. وقتی ساز می‌زنم، حالم خوش می‌شود. همین که نفسِ مردم به نفس‌ام می‌خورد، حالم خرم می‌شود.»

آن زندگیِ دشوار را از سر گذراندن و از خرمی حرف زدن؟ عجیب است؛ آن سیل را از سر گذراندن، زندگی در چادر، فقر، بیماری و از خوشی حرف زدن فقط از آدمی مثلِ «شیرمحمد» برمی‌آید که می‌داند هر که در این بزم مقرب‌تر است، جام بلا بیشترش می‌دهند. همه‌ی عمر کشاورزی کرده است. از آن نوجوانی به کراچی رفت و نواختن دونلی را با نگاه کردن به انگشتان کسی که هم‌زمان در دونی می‌نواخته، فراگرفت تا آن زمان که به شهرهای مختلف ایران سفر کرد و ترانه بلوچی خواند و دونلی زد و موفق به دریافت دکترای موسیقی سنتی از کشور فرانسه شد تا حالا که برجسته‌ترین دونلی نوازِ ایران است و البته متبحر در نواختنِ نی در موسیقی بلوچی. او دکترای افتخاری موسیقی هم از فرانسه گرفته است؛ می‌گوید: «به من گفتند بمان. هر چه بخواهی، می‌دهیم. پول، خانه، ماشین، هر چی بخواهی. من اما نماندم. غربت، غربت است؛ چه با خانه و ماشین، چی بی خانه و ماشین. من باید نزدیکِ زمینم باشم. خانه‌ام را که سیل برد؛ گفتند بیا ایرانشهر توی یک خانه بنشین. نرفتم. قبول نکردم؛ گفتم من باید نزدیکِ زمینم باشم. دلِ من به دامم هست. حالا بروم و آن سرِ دنیا بمانم؟»

آن سال که بمپور سیل آمد، خیلی‌ها گفتند که کمک می‌کنند و برای او بودجه‌ای در نظر می‌گیرند؛ اما کمتر کسی به وعده‌هایش عمل کرد؛ تنها به همت «محمدرضا درویشی» برنامه‌ای در سالن کوچکی در کاشانک تهران ترتیب داد که در آن ماشاءالله بامری به عنوان خواننده و نوازنده تنبورک و داوود بامری نوازنده دهلک و خودش حضور داشتند و چند میلیون تومانی جمع شد که البته کافی نبود. آن روزها اما گذشته است؛ از تصمیمتان در نرفتن به فرانسه راضی هستید؟ فکر می‌کند: «گفتم حالا خوشم.» حالا؟ همیشه چطور استاد؟ در این هشتاد و چند سالی که زندگی کردید، در این سال‌هایی که از آن پیشنهاد می‌گذرد؟ باز هم فکر می‌‌کند: «خب خیلی وقت‌ها مردم از من دریغ شدند. من گم شدم خانم خیلی سال‌ها. هی آمدند، فیلم گرفتند. ضبط کردند. ایرانی و خارجی. محال است کسی بیاید چابهار و نیاید خانه‌ی من. از آن طرف دنیا می‌کوبند و می‌آیند که من را ببینند. هی دعوتم کردند این‌طرف و آن طرف. گاهی ساز زدم؛ اما دوباره گم شدند. هروقت خواستند؛ من بودم‌؛ اما من که می‌خواستم کسی نبود. شما جز چند نفر، چه کسی را می‌شناسید موسیقی بلوچ برایش مهم باشد. نیست. اصلا نمی‌دانند نی چیست؟ ‌موسیقی بلوچ چیست؟‌ چرا باید من که می‌‌میرم، دونلی هم بمیرد؟‌ خب آن جوانی که زندگی من را می‌بیند؛ چرا باید دلش بخواهد که دونلی بزند؟ برای چه؟ نمی‌زند دیگر. از آن قدیم‌ها تا الان خیلی از نغمه‌های بلوچ رفته است. برای همیشه فراموش شده است؛ بقیه‌اش هم می‌شود دیگر. باید کاری کرد. باید به داد هامون رسید، به دادِ این هنر رسید. به دادِ مردم بلوچ رسید.»‌

ساز دونلی ساز بادی کمیاب و متشکل از دو نی است که در اصطلاح محلی به آن نر و ماده می گویند و در آن نی راست با هفت سوراخ نغمه اصلی را می نوازد و نی چپ با هشت سوراخ اجرای نت پایه را بر عهده داشته و بصورت واخوان استفاده می شود. نواختن دونلی بسیار دشوار است و تنها معدودی از نوازندگان بلوچ قادر به اجرای آن هستند. نگرانِ خودش اما نیست؛ نگرانِ هنر بلوچ است: «فقط من نیستم، خیلی‌ها هستند. بلوچ هنرمند کم ندارد؛ اما شما دیدیشان؟ هنرشان را شنیده‌اید. نشنیده‌اید دیگر. خب این حق‌کشی است. چرا نباید ما بتوانیم کار کنیم؟ بی‌هنریم؟ برای این دیار نیستیم؟ من که از کسی پولی نمی‌‌خواهم. خدا روزی من را داده است. هشتاد سال است که داده است. فقیر بوده‌‌ام، اما در زندگی‌ام نمانده‌ام. حتی یک روز، حتی یک‌بار دستم را جلوی کسی دراز نکرده‌ام. هر کاری کرده‌ام، برای مردمِ بلوچ بوده است؛ اما خوب است که این هنر را قدر بدانند.»‌

اواخر شهریورماه، دو شب جشنواره‌ی شب‌های فرهنگی سیستان و بلوچستان برگزار شد؛ جشنواره‌ای که می‌تواند به شناسایی فرهنگِ این بخش کمک کند؛ «شیر محمد» هم در این جشنواره نواخت و مخاطبانش را به سرزمینِ سواحل زیبای ماسه‌ای و آثار تاریخی شهر سوخته و قلعه‌های باستانی مهمان کرد؛ او اما همیشه این بخت را ندارد، وقتی می‌گوییم استاد چه می‌کیند وقتی ساز نمی‌زنید؛ می‌گوید: «هیچ. چه می‌کنم؟ در خانه‌ام افتاده‌ام. فقط مگر من هستم؟‌ خیلی‌ها هستند که مردند. دستشان از دنیا کوتاه شد. خیلی‌ها هم هستند که در همان فقر و بی‌پولی زندگی می‌‌کنند. این برنامه را که گذاشتند من حالم خوش شد. ای کاش حال همه‌ی هنرمندانِ بلوچ خوش شود. مگر ما چه می‌خواهیم؟ من اگر پول می‌خواستم، اگر زندگی خوب می‌خواستم که حالا اینجا نبودم. زندگی‌ام این طور نبود، گفتم که، فقط می‌خواهم مردم را از من دریغ نکنند. همین. هنر بلوچ، سرافرازی ماست؛ هر چه سرافرازتر باشد؛ حالمان خوش‌تر است. این هنر بمیرد، ما مرده‌ایم. من وطن پرستم. کی را می‌شناسید که به اندازه‌ی من این زمین را دوست داشته باشد؟»



لینک منبع

pic
برچسب ها:

تعداد بازدید : 470 views
ادامه مطلب
1 Star2 Stars3 Stars4 Stars5 Stars (No Ratings Yet)
Loading...Loading...
صفحات :

تبلیغات
category
تبلیغات
category
تبلیغات
category